الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
156
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
عرش . « يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ » به معنى يغطّيه است يعنى : مىپوشاند شب ظلمانى را به روز نورانى . « يَطْلُبُهُ حَثِيثاً » حثيث فعيل است از « حثّ » به معنى تعاقب ، يعنى شب و روز تعاقب همديگر مىكنند ، و به سرعت تمام از پى هم در مىآيند . « وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ » اين هر سه كلمه منصوبند تا عطف بر « سماوات » باشند . و « مُسَخَّراتٍ » حال است از شمس و قمر و نجوم در قرائت نصب ، و مرفوعاند به مبتدا بودن ، و مُسَخَّراتٍ خبر ايشان است در قرائت رفع . و برين تقدير « تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً » حال باشند ، يعنى : دعا كنيد و بخوانيد مر پروردگار خود را در حالتى كه متضرّعين يعنى زارىكننده ، و در حالتى كه مختفين يعنى نهاندارنده باشيد . كنايه از آنكه دعا را مخفى و پوشيده كنيد و آهسته بخوانيد ، چه دعا در سرّ كه عبارت از نهان داشتن آنست افضل است از دعا كردن به ظاهر و دعا خواندن به جهر ، زيرا كه « معتدين » را در قول خداى تعالى : « إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » يعنى « به درستى كه حضرت عزّت دوست نمىدارد جماعت معتدين را » تفسير كردهاند به گروهى كه طالب چيزى باشند كه لايق ايشان نباشد ، مثل آرزوكنندگان مرتبهء انبيا و اوليا عليهم السّلام را ، و به جمعى كه فريادكنندگانند در قرائت دعا ، يعنى به آواز بلند دعا مىخوانند . « وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً » اين هر دو حالند ، يعنى : بخوانيد و دعا كنيد پروردگار خود را در حالتى كه هراسان و ترسان باشيد از رد و عدم قبول اعمال شما بنا بر تقصيرى كه در آن اعمال صادر شده باشد از شما ، و در حالتى كه طامع باشيد در اجابت دعا بنا بر بسيارى رحمت پروردگار و بهرهمندى از كرم بىنهايت كردگار . « مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي » مداد به معنى سياهى است كه به آن كتابت مىكنند . و مراد آنكه اگر دريا تمام سياهى شود از براى نوشتن كلمات علم و حكمت